logo-samandehi
تولدت مبارک
تولدت مبارک
ای کادوخواندنی های کادوچهارشنبه کادوداستان های کادو، دومین داستان، اشتباه

داستان های کادو، دومین داستان، اشتباه

چندوقتی بود که او را ندیده بودم، یادم می آید تولدش فروردین بود؛ روزش را شک داشتم، 10اُم بود یا 11 اُم! امید داشتم که 10 اُم باشد. می خواستم سورپرایزش کنم؛ می خواستم با دیدنم خوشحال شود. اولش نمی دانستم که برایش چه بگیرم، شاید او را کافی نمیشناختم. طی این چندوقت فکرهایم را […]

چندوقتی بود که او را ندیده بودم، یادم می آید تولدش فروردین بود؛ روزش را شک داشتم، 10اُم بود یا 11 اُم! امید داشتم که 10 اُم باشد. می خواستم سورپرایزش کنم؛ می خواستم با دیدنم خوشحال شود. اولش نمی دانستم که برایش چه بگیرم، شاید او را کافی نمیشناختم. طی این چندوقت فکرهایم را کرده بودم و و بالاخره کادویی را برایش گرفتم، احساسم میگفت که خوشحالش میکند…

برایش متنی نوشتم و کارت پستال را کنار کادو و بر روی آن قرار دادم. کلی زمان گذاشته بودم که متنی را بنویسم که بفهمد چقدر دلم برایش تنگ شده است…

فردا تولدشه، از اون روزی که ندیدمش از دستم ناراحته فکر کنم؛ هنوز نمی دونه که براش هدیه گرفتم و یا حتی می خواهم ببینمش!

… امروز تولدشه، باید بهش زنگ بزنم تا بگم که می خوام ببنمش

در حال تماس… بوق اول، بوق دوم، بوق سوم، بوق چهـ ـا…

او: سلام،
من: سلام او، خوبی؟

او: مرسی، بله آرش؟
من: می خواستم ببینمت؟

او: برای چی؟
من: آخه امروز تولدته…

او: امروز تولدم نیست!
من: شوخی نکن، می خوام ببینمت واقعا؛ برات کادو گرفتم، دلم برات تنگ شده

او: آرش من تولدم اسفند بود! واقعا که 🙂
من: یادم میاد گفته بودی فروردین

او: نه، تولدم اسفند بود و تعجبم از اینکه حتی تبریک نگفتی
من: آخه، تولدت فروردین بود انگار 😐 … برات کادو گرفتم، دلم خوش بود سورپرایزت میکنم

او: اشکال نداره، سورپرایزم کردی. هم تولدم سورپرایز شدم و هم الان با این اشتباهت
من: …

نوشته آرش صفری توسعه دهنده ای کادو

اشتراک در تلگرام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

@oodeveloper